شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
2
نفثة المصدور ( فارسى )
بلارك آبخورده تا خونخوار شده ، خون ، خوار شده ، سنان سرافراز بمثال « 1 » زورآزمايان سرافراز گشته ، تير كه نصيب هدف بودى « 2 » ، تير ضمير آمده ، تدبير در ميدان تقدير چون « 3 » گوى سرگردان شده ، آبستنان ليالى را هر لحظه ، ( ع ) اگرچه حاله « 4 » 5 معيّن شدست حبلى را ، نوبنو « 5 » بلايى زاييده ، بو العجب باز ايّام هرچند گفتهاند : « عش رجبا - 2 تر عجبا » 6 هر لمحه « 6 » عجبى نماييده ، رؤوس را رؤوس در پاىكوب افتاده ، عظام را عظام لگدكوب شده ، يمانى در قراب رقاب 7 جايگير آمده ، خناجر با حناجر إلف « 7 » گرفته ، سلامت از ميان أمّت چون زه كمان گوشهنشين شده ، امن و امان چون تير از دست اهل زمان بيرون رفته ، سموم عواصف هرچند بر عموم آب از روى همگنان برده ، نكباى نكبت حال من پريشان حال بيكبارگى برهم زده ، تا قاطع أرحام حيات ، يعنى سيف ، در كار آمده ، صلت رحم بكلّى مدروس شده ، بازين همه « 8 » كه قالب نيم خسته از كشتى أمل بر لوحى شكسته مانده است ،
--> ( 1 ) سى : مانند ( 2 ) كر : بود ( 3 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : تقدير تا چون ( 4 ) متن مطابقست با : سى ، و متن مصحّح « ديوان استاد ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده ، باقى نسخ : وعده ( 5 ) سى : هر روز ( 6 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : در هر لحظه ( 7 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : الفت ( 8 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : با اين همه